لغت نامه دهخدا
حافظ سعید. [ ف ِ س َ ] ( اِخ ) غلام مأمون. رجوع به حبیب السیر ج 2 جزء 3 ص 95 شود.
حافظ سعید. [ ف ِ س َ ] ( اِخ ) غلام مأمون. رجوع به حبیب السیر ج 2 جزء 3 ص 95 شود.
غلام مامون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نخستین خبر مرگ وی از طرف مقامات افغانستانی منتشر شد. مقامات این کشور اعلام کردند که حافظ سعید خان توسط مأمور اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا کشته شدهاست اما دولت آمریکا این خبر را تأیید نکرد.
💡 حافظ سعید خان پس از حملات ۱۱ سپتامبر با هدف دفاع از پیکارجویان افغانستان، راهی این کشور شد. در طول اقامت او در افغانستان اتفاقات مختلفی سبب نزدیکی او به بیت الله محسود رهبر وقت طالبان پاکستان شد. وی پس از چند ماه رهبری طالبان در بخش اوراکزی پاکستان را به دست گرفت و سالها در آنجا ماند.
💡 تلاشهایی از سوی ابوبکر البغدادی رهبر داعش برای احداث یک گروه محلی در منطقه خراسان صورت گرفت. حافظ سعید خان نخستین گزینه برای رهبری این گروه تازه تأسیس بود. این منطقه شامل بخش بزرگی از شمال شرقی ایران، شمال غربی افغانستان و قسمتهایی از غرب پاکستان است.
💡 حافظ سعید خان با روابط گسترده خود موفق شد تا عده زیادی از اعضای جدا شده طالبان پاکستان و افغانستان را دور خود جمع کند. انجام عملیاتهای گوناگون از دستاوردهای نظامی وی بهشمار میآید.
💡 پس از مرگ بیت الله محسود توسط حملات هوایی، سران قبایل محلی به دنبال جانشین جدیدی بودند. حافظ سعید خان که یکی از سه گزینه اصلی بود پس از ماهها تلاش، ناکام ماند و همین علت باعث دلسردی او از طالبان افغانستان شد. درگیریهای مقامات ارشد طالبان با او، یکی از عوامل مهم ترک این گروه توسط حافظ سعید خان بود.