جلیسه

لغت نامه دهخدا

جلیسه. [ج َ س َ ] ( اِخ ) دهی است جزو بلوک پیرکوه دهستان عمارلو بخش رودبار شهرستان رشت واقع در جنوب خاور رودبارو در 18هزارگزی جنوب امام. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنه آن 670 تن. آب آن از چشمه و رود محلی و محصول آن غلات، بنشن، گردو، پشم، لبنیات و عسل و شغل اهالی زراعت و گله داری است. عده ای در زمستان جهت تأمین معاش بگیلان میروند. این ده راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

جمله سازی با جلیسه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خاک صنعتی جلیسه پیرکوه یک اندیس غیرفلزی است که در حوالی شهر جواهرده استان گیلان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، خاک صنعتی است.سنگ میزبان این اندیس ائوسن است در این اندیس، پاراژنز‌های دگرسانی توف‌های ریولیتی یافت می‌شوند.

💡 مجید غلامی جلیسه (مدیرعامل خانه کتاب) در پیام تسلیت خود به مناسبت درگذشت عشیری، «عبدالله بهرامی» را «پایه‌گذار ژانر پلیسی - جنایی» دانسته بود.

💡 ، عباس صالحی وزیر ارشاد، محمدعلی نجفی شهردار تهران. مهدی قزلی مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی مجید غلامی جلیسه مدیر عامل خانه کتاب و بهرام قاسمی سخنگو و رئیس مرکز دیپلماسی عمومی وزارت امور خارجه پیام تسلیت ارسال کردند.

💡 جلیسه یکی از روستاهای استان گیلان از توابع دهستان پیرکوه بخش دیلمان شهرستان سیاهکل است. موقعیت جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. آب آن از چشمه و رود محلی و محصول آن غلات، بنشن، گردو، پشم، لبنیات و عسل و شغل اهالی زراعت و گله داری است.

💡 مردم جلیسه به زبان گیلکی و زبان کردی صحبت میکنند. ساکنین این روستا به زبان‌های کردی و گیلکی صحبت می‌کنند. ایشان از کردهای عمارلو‌ می باشند. زبان گیلکی زبان غالب مردم می‌باشد.