جبیله
لغت نامه دهخدا
( جبیلة ) جبیلة. [ ج َ ل َ ] ( ع اِ ) قبیله. || تبار. ( منتهی الارب ).
جبیلة. [ ج ُ ب َ ل َ ] ( ع اِ مصغر ) مصغر جبله. ( از معجم البلدان ).
جبیلة. [ ج ُ ب َ ل َ ] ( اِخ ) قصبه ای است به بحرین. ( منتهی الارب ). بلدی است و آن قصبه قریه های بنی عامربن حارث در بحرین است. ( از معجم البلدان ).
جبیلة. [ ج ُ ب َ ل َ ] ( اِخ ) قبیله ای است به بحرین. ( از منتهی الارب ) ( یادداشت مؤلف ).
جمله سازی با جبیله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این شهر در دشت قرار گرفته است و با دو جاده به ریاض متصل است. این جادهها در بین تپههایی به ارتفاع هفتصد تا هشتصد متر کشیده شدهاند. یکی از جادهها از منطقه صخرهای میان ساحل شرقی وادی حنیفه و ریاض میگذرد و دیگری تا درعیه امتداد دارد. این جاده از جهت حمل و نقل محصولات جبیله از لحاظ اقتصادی برای این شهر مهم تلقی میشود. جاده جدید ریاض به بریده، در سال ۱۹۶۱ احداث گردید از مسیرهای مناسب به سمت شمال محسوب می شود.
💡 جبیله رصفاء (به عربی: جبیلة الرصفاء) یک شهرداری در الجزایر است که در استان تیارت واقع شدهاست. جبیله رصفاء ۴۷۱٬۱۳ کیلومتر مربع مساحت و ۴٬۹۳۰ نفر جمعیت دارد.