باجرای
لغت نامه دهخدا
باجرای. [ ج َرْ را ] ( ص نسبی ) منسوب به باجرا، قریه ای از قریه های جزیره. ( معجم البلدان ). رجوع به باجرا شود.
باجرای. [ ج َرْ را ] ( اِخ ) ابوشهاب عبدالقدوس بن عبدالقاهر الباجرای. از سفیان بن عیینة روایت دارد ( ابوسعید چنین آورده است ). ( معجم البلدان ).
جمله سازی با باجرای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قضا نموده بفرمان حضرتش تسلیم قدر نموده باجرای طاعتش تأکید