بسینی

لغت نامه دهخدا

بسینی. [ ب َ ] ( ص نسبی ) منسوبست به بسینه که قریه ای است از قرای مرو در دو فرسخی آن. ( سمعانی ). و رجوع به اللباب ص 135 و بسینه شود.
بسینی. [ ب َ ] ( اِخ ) ابوداود سلیمان بن ایاس بسینی مروزی. وی به عراق سفر کرد و حدیث شنید. ( از معجم البلدان ). و رجوع به لباب الانساب ص 125 شود.

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز