جان عالم
مترادفها
جان جهان، روح دنیا
لغت نامه دهخدا
جان عالم. [ ن ِ ل َ ] ( اِخ )حضرت رسالت پناه محمد مصطفی صلی اﷲ علیه و آله و سلم.( آنندراج ). و رجوع به مجموعه مترادفات ص 124 شود.
فرهنگ فارسی
حضرت رسالت پناه محمد مصطفی ( ص )
جمله سازی با جان عالم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خداوندا توئی دانای عالم ز عالم برتری و از جان عالم
💡 سخنی می رود به صدق و صواب جان عالم تویی، به جان دریاب
💡 نکهت جان عالم اندر عالم و پنداشتم عالم جان آفرید آن صبحدم جان آفرین
💡 تا برآیند از دل و جان عالمی عشوه ای زان نرگس شهلا کجاست ؟
💡 هر چه غیر از تو هست ساقی هیچ جان عالم تویی و باقی هیچ
💡 در اشعار کلاسیک فارسی، شاعر همواره معشوق خود را با تعابیری همچون جان عالم خطاب میکند تا شدت عشق و وابستگی قلبی خود را به او نشان دهد.
💡 او با نگاهی سرشار از عشق و مهربانی به تمامی موجودات جهان مینگریست و گویی که هر موجودی در این هستی، برای او همچون جان عالم بود.
💡 کلمات زیبایی که در آن متون قدیمی به کار رفتهاند، تصویری از یک عاشق که معشوق خود را جان عالم میپندارد، در ذهن خواننده نقش میبندند.