لغت نامه دهخدا
تووه. [ وَ ] ( اِ ) جفت را گویند که به عربی زوج خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ). جفت که ضد طاق است. ( شرفنامه منیری ). زوج و جفت و دوتائی. ( ناظم الاطباء ).
تووه. [ وَ ] ( اِ ) جفت را گویند که به عربی زوج خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ). جفت که ضد طاق است. ( شرفنامه منیری ). زوج و جفت و دوتائی. ( ناظم الاطباء ).
= توروه
تووه ( به لهستانی: Tuły ) یک روستا در لهستان است که در گمینا لاسوویتسه ویلکیه واقع شده است. تووه ۲۶۸ نفر جمعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پل روستای تووه یکی از معروف ترین پل های راه هن ایران است که به دلیل قرارگیری در محلی مناسب بین چند کوه خلبان های عراقی قادر به شلیک موشک و از بین بردن آن نبودند؛
💡 از مناطق میانکوهی این مردم این روستا می توان به منطقه بور،تیتک،آب مورت،یغه لجی، تووه و مناطق ییلاقی به کوه های گیاهکوه،گلال زال،بخشی از داروان اشاره کرد.
💡 روستای تووه یکی از اصلی ترین زیستگاه های طبیعی سمندر لرستانی در جهان است.سمندر لرستانی (سمندر امپراطور) در حال حاضر در خطر انقراض است و تعداد بسیار کمی از این جانور در جهان وجود دارد.
💡 تووه (خرم اباد)، روستایی از توابع بخش الوار گرمسیری شهرستان خرم اباد در استان لرستان ایران است. این روستا جزو قلمرو ایل پاپی است.
💡 پل راه آهن تووه با بیش از هشتاد سال قدمت، گِلال(رودخانه)تووه، باغ روستای تووه، زمین فوتبال مرغی گِلِلِه، منطقه پایتخت، چاله خدا و...