لغت نامه دهخدا
ترقیات. [ ت َ رَق ْ قیا ] ( ع اِ ) ج ِ ترقی. مأخوذ از تازی،سربلندیها و سرافرازیها و ترقیها. ( ناظم الاطباء ).
ترقیات. [ ت َ رَق ْ قیا ] ( ع اِ ) ج ِ ترقی. مأخوذ از تازی،سربلندیها و سرافرازیها و ترقیها. ( ناظم الاطباء ).
( مصدراسم ) جمع ترقی.
جمع ترقی. ماخوذ از تازی سربلندیها و سرافرازیها و ترقیها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اصول ترقیات وطن شعر برگو گزیده و ممتاز
💡 او از ۱۲۸۴ تا ۱۲۸۶ هجری قمری (م۱۸۶۶–۱۸۶۹) کاردار سفارت ایران در پاریس بود در مواجهه با ترقیات اروپا، سعی در واکاوی علل عقبماندگی جامعه ایرانی داشت و در رسالهاش مهمترین دلیل عدم پیشرفت ایران را فقط در یک کلمه و آن هم «قانون» ذکر میکند. قانونی که مکتوب باشد. کامل باشد. در برابر آن شاه و گدا یکسان باشند یعنی استثنا نداشته باشد. و ساری و جاری باشد.
💡 حبیب منگل در سال ۱۳۲۷ خورشیدی در قریه ستر کوه ولسوالی کلندر منگل ولایت خوست دریک خانواده با نفوذ قوم منگل به دنیا آمد. پدر حبیب منگل یکی از سران با اعتبار اقوام ولایت پکتیا و ولایت پکتیکا بود و در جلب مردم به ترقیات فرهنگی واجتماعی نقش بارز را ایفا نمودهاست. قوم منگل و جاجی یکی از اقوام است که در آزادی افغانستان سهم فعال داشتهاند.