تر داشتن

لغت نامه دهخدا

تر داشتن. [ ت َ ت َ ] ( مص مرکب ) تازه و آبدار کردن.
- تر داشتن زبان؛ رطب اللسان:
تا زبان دارم زیبد که زبان
به ثنا گفتن او دارم تر.فرخی.روز و شب پیش همه خلق زبان
به ثنا گفتن او دارد تر.فرخی.فرخی، زیبد و واجب بود و هست سزا
که همه سال بدین شکر زبان داری تر.فرخی.و رجوع به تر شود.

فرهنگ فارسی

تازه و آبدار کردن. تر داشتن زبان معادل رطب اللسان است.

جمله سازی با تر داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بود هر خنده را صدهزاران گریه اندر پی ز اشک نیمه‌شبها دیدهٔ تر داشتن بهتر

💡 زندگانی چیست دانی؟ جان منور داشتن بوستان معرفت را تازه و تر داشتن

💡 فتنه صورت مشو مرد خدا بین را توان دید رو از کام خشک و دیده تر داشتن

💡 چون درآید تیرباران بلا در هزیمت دامن تر داشتن

ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز