لغت نامه دهخدا
بوالحکمان. [ بُل ْ ح َ ک َ ] ( اِ مرکب ) مراداز بیدینان، چه ابوالحکم کنیت ابوجهل بود، قبل از انکار اسلام چون از اسلام انکار کرد، کنیت او ابوجهل مقرر کردند. ( غیاث ) ( آنندراج ). رجوع به بوالحکم شود.
بوالحکمان. [ بُل ْ ح َ ک َ ] ( اِ مرکب ) مراداز بیدینان، چه ابوالحکم کنیت ابوجهل بود، قبل از انکار اسلام چون از اسلام انکار کرد، کنیت او ابوجهل مقرر کردند. ( غیاث ) ( آنندراج ). رجوع به بوالحکم شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا نگویی جواب بوالحکمان ور بگویی چو کوه گوی همان