لغت نامه دهخدا
بوالحسنی. [ بُل ْ ح َ س َ ] ( اِخ ) نام طایفه ای از طوایف قشقایی. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 81 ).
بوالحسنی. [ بُل ْ ح َ س َ ] ( اِخ ) نام طایفه ای از طوایف قشقایی. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 81 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معشوقه دنیا ز شه دین سه طلاق است زآنروی که یاقوت لبش بوالحسنی نیست
💡 یاقوت لبت یا به من زار گدابخش، یا نفی کرم کن صفت بوالحسنی را
💡 ساقی جام ازلی مایهٔ قند و عسلی بارگه جان و دلی گنجگه بوالحسنی
💡 بوالحسنم گشت لقب از بس تکرار کنم پیش خیال تو همی از سخن بوالحسنی
💡 شیوه بوالحسنی داری وجود علوی ویژه با من که ز نسل علی «ع » بوالحسنم