بغایی

لغت نامه دهخدا

بغایی. [ ب َ ] ( حامص ) بغا بودن. هیزی. حیزی:
نه هم آن مردمان چنین گویند
که بغایی طریق ما باشد.مسعودسعد ( دیوان چ 1 ص 109 ).
بغایی. [ ب َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان میان ولایت بخش حومه شهرستان مشهد. سکنه 291 تن. آب از قنات. محصول آنجا غلات چغندر، بن شن. شغل اهالی آن زراعت و مالداری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

جمله سازی با بغایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه همه مردمان چنین گویند که بغایی طریق ما باشد

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز