لغت نامه دهخدا
بزم کردن. [ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) احتفال. مجلس عیش ساختن. رجوع به بزم شود.
بزم کردن. [ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) احتفال. مجلس عیش ساختن. رجوع به بزم شود.
احتفال مجلس عیش ساختن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کنون بر رزم باید عزم کردن بسیج رزم و ترک بزم کردن