لغت نامه دهخدا
بزغان. [ ب ُ ] ( اِخ ) مرکز دهستان تحت جلگه بخش فدیشه شهرستان نیشابور. سکنه 431 تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات است. شغل اهالی زراعت وراه آن مالرو است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 9 ).
بزغان. [ ب ُ ] ( اِخ ) مرکز دهستان تحت جلگه بخش فدیشه شهرستان نیشابور. سکنه 431 تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات است. شغل اهالی زراعت وراه آن مالرو است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 9 ).
رجوع شود به:فیروزه، شهر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گستره خبریاش شهرستان نیشابور و شهرستان بزغان است و در خبر، رویکردی عمومی دارد؛ ۶ خبرنگار و نویسنده در حوزههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و جنایی برای خیامنامه مینویسند.
💡 فرماندار فیروزه (محمدحسین صالحی) در مرداد ۱۳۹۴ این نشریه را ستود و بیان داشت که این نشریه در بزغان پرخواننده است و نوشتههای آن، نمایانگر نگرانیهای مسئولان نشریه برای توسعهٔ شهرستان فیروزه (بزغان) است.