لغت نامه دهخدا
برهیون. [ ب َ] ( اِ ) برهون. ( ناظم الاطباء ). رجوع به برهون شود.
برهیون. [ ب َ] ( اِ ) برهون. ( ناظم الاطباء ). رجوع به برهون شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بود برهیون گر نیاز شما منم ناقه ی سرفراز شما
💡 که آرند خرگه ز بطحا برون عماری زند ساربان برهیون
💡 طرایف که باشد به چین اندرون بیاراست از هر دری برهیون
💡 بیار از حرم خواهران را برون سبک درعماری نشان برهیون
💡 همه خواسته برهیون کردبار فرستاد یکسر به دریا کنار