لغت نامه دهخدا
شیرازه کش. [ زَ / زِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) صحاف وآنکه کتاب را ته بندی و جلد می کند. ( ناظم الاطباء ).
شیرازه کش. [ زَ / زِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) صحاف وآنکه کتاب را ته بندی و جلد می کند. ( ناظم الاطباء ).
صحاف و آنکه کتاب را ته بندی و جلد کند
💡 صائب اوراق هوس رادر گذار باد ریز بیش ازین شیرازه این دفتر باطل مباش
💡 سرد گردیده دل و دست من از جمعیت برگ شیرازه چو اوراق خزان نیست مرا
💡 به جز فرشهای ابریشم تقریباً در تمام مراکزبافندگی ایران شیرازههای فرش را از جنس پشم انتخاب میکنند.
💡 ز روی لاله گون متراش خط عنبرافشان را مکن زنهار بی شیرازه دلهای پریشان را
💡 گر نمی بست آن بت شیرازیم شیرازه اش دفتر حسن نکویان تاکنون اوراق بود
💡 در چهارمین دو سالانه نشان شیرازه، انتشارات مدرسه به عنوان برترین ناشر حامی طراحی کتاب شناخته شد و "رضا دالوند" به عنوان برترین مدیر هنری نشر انتخاب شد.