بی ابرو

لغت نامه دهخدا

( بی آبرو ) بی آبرو. ( ص مرکب ) بی عزت و بی حرمت. ( آنندراج ). بی اعتبار و بی شرف و رسوا و خوار و ذلیل. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ماده بعد شود. || معزول. ( ناظم الاطباء ). || شرمگین. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

( بی آبرو ) ۱. رسوا.
۲. خوار.
۳. شرمگین.

فرهنگ فارسی

( بی آبرو ) بی عزت و بی حرمت ٠ بی اعتبار و بی شرف و رسوا و خوار و ذلیل. یا شرمگین.

دانشنامه عمومی

بی آبرو (فیلم). بی آبرو ( به انگلیسی: Dishonored ) یک فیلم جاسوسی رمانتیک محصول پارامونت پیکچرز به کارگردانی و تدوین جوزف فون اشترنبرگ ( به طور مشترک با دنیل ن. روبین ) در سال ۱۹۳۱ ساخته شده است. طراحی لباس توسط تراویس بانتون انجام شده است. در این فیلم مارلنه دیتریش، ویکتور مک لاگلن، گوستاو فون زیفرتیتس و وارنر اولاند بازی می کنند.

جمله سازی با بی ابرو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز ماه عید بی ابروی ساقی کار نگشاید بیک ناخن گره نتوان زکار عیش وا کردن

💡 بیا تا هر دو در آتش نشینیم جهان بی ابروی جانان نبینم

💡 نروید شاخ بی ابرو نخیزد ابر بی دریا نباشد مهر بی چرخ و نگردد چرخ بی محور

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران