لغت نامه دهخدا
شلماش. [ ش َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان باسک بخش سردشت شهرستان مهاباد. سکنه آن 457 تن. آب آن از چشمه. محصول عمده آنجا غلات، توتون و مازوج. صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
شلماش. [ ش َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان باسک بخش سردشت شهرستان مهاباد. سکنه آن 457 تن. آب آن از چشمه. محصول عمده آنجا غلات، توتون و مازوج. صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سلیمان معینی مشهور به «فایق امین» یکی از پنج رهبری (همراه با قادر شریف، اسماعیل شریفزاده، ملااحمد شلماشی (ملا آواره) و محمد امین سراجی) است که در تابستان ۱۳۴۲ کمیته انقلابی حزب دمکرات کردستان را در مقابل رهبری احمد توفیق تشکیل دادند.
💡 احمد هموندی شلماشی معروف به ملا آواره (زادهٔ ۱۳۱۲ شمسی در شلماش سردشت – درگذشته ۱۳۴۷ شمسی در سردشت) او از بنیانگذاران کمیته انقلابی حزب دموکرات کردستان در سال ۱۳۴۵ بود. جنبش انقلابی کُردستان در سالهای ۱۳۴۶ و ۱۳۴۷ شرکت داشت.
💡 حکومت شاه فردی به نام اویسی را برای همکاری ساواک به کردستان میفرستد و در سال ۱۳۴۷ موفق به اجرای ضربه به این گروه شد. اولین هسته گروه شریفزاده در یکی از روستاهای بانه به محاصره دشمن درآمد که در این درگیری شریفزاده و یارانش کشته شدند. هسته بعدی به فرماندهی ملااحمد شلماشی (ملاآواره) در منطقه سردشت محاصره شد و ملا آواره کشته شد.