نشیمن کردن

لغت نامه دهخدا

نشیمن کردن. [ ن ِ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فرود آمدن و اقامت کردن. جای کردن. منزل کردن:
بفرمود تا ساز رفتن کنند
ز زابل به کابل نشیمن کنند.فردوسی.در چمن از بی دماغی دل ناشاد
صبحدمی گر کنم بسهو نشیمن.طالب آملی. || آشیانه کردن:
باز اقبالش نشیمن کرده بر هفت آسمان
هفت کوکب را گرفته زیر پر و زیر بال.امیر معزی ( آنندراج ).همچو مرغی از بر من می پرد
نزد بدعهدی نشیمن می کند.خاقانی.

فرهنگ فارسی

فرود آمدن و اقامت کردن. جای کردن. یا آشیانه کردن.

جمله سازی با نشیمن کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیرینگان از انرژی خورشیدی برای کاهش مصرف چوب در گرم کردن خانه‌های خود در زمستان استفاده می‌کردند. آن‌ها ساختمان‌ها را به ترتیبی بنا می‌کردند که در زمستان نور خورشید به داخل اتاق‌های نشیمن می‌تابید ولی در روزهای گرم تابستان فضای اتاق در سایه قرار داشت. در سال‌های بین دو جنگ جهانی در اروپا و ایالات متحده طرح‌های فراوانی در زمینه خانه‌های خورشیدی مطرح و آزمایش شد.

💡 ایرانیان باستان از انرژی خورشیدی برای کاهش مصرف چوب در گرم کردن خانه‌های خود در زمستان استفاده می‌کردند. آنان ساختمان‌ها را به ترتیبی بنا می‌کردند که در زمستان نور خورشید به داخل اتاق‌های نشیمن می‌تابید ولی در روزهای گرم تابستان فضای اتاق در سایه قرار داشت. در اغلب فرهنگ‌های دیگر دنیا نیز می‌توان نمونه‌هایی از این قبیل طرحها را مشاهده نمود. در سال‌های بین دو جنگ جهانی در اروپا و ایالات متحده آمریکا طرح‌های گوناگونی در زمینه خانه‌های خورشیدی مطرح و آزمایش شد.

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز