عبدالله بن مسعده

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] عبدالله معروف به فزاری پسر مسعده بن حکمه بن مالک بن حذیفه بن بدر و مادرش حکمه فاطمه که او را «ام قرفه بنت ربیعه بن بدر» می گفتند، بود. عبدالله بن مسعده غلامی سیاه چهره بود که پیامبر او را به دخترش فاطمه زهرا (سلام الله علیهم) هدیه دادند و حضرت زهرا (سلام الله علیهم) نیز او را آزاد کردند. عبدالله تا مدتی در کنار حضرت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) بود. اما بعدها به دلیل حیله ها و ترفندهای معاویه، عبدالله بن مسعده از دشمنان سرسخت امام علی (علیه السّلام) شد. چنان که در جنگ صفین در سپاه مقابل امام علی (علیه السّلام) قرار داشت و یکی از یاران و همراهان معاویه بود. مورخان به او لقب«صاحب الجیوش» را دادند، زیرا در زمان معاویه بن ابی سفیان و یزید بن معاویه، فرماندهی بسیاری از لشکرکشی های به روم به عهدۀ او بود.
معاویه برای بیعت گرفتن از مردم جهت جانشینی فرزندش یزید، از هیچ حیله و ترفندی دریغ نمی کرد، به گونه ای که بنا بر نقل تاریخ زمانی که نمایندگان نواحی مختلف دمشق نزد معاویه گرد آمدند، معاویه، ضحاک بن قیس را فرا خواند و به او گفت: وقتی که من از سخن گفتن فارغ شدم، از من اجازه بخواه و پس از آن در مورد برگزیدن یزید به عنوان جانشین من سخن بگو. معاویه از طرف دیگر به عبدالرحمن بن عثمان ثقفی و عده ای دیگر فرمان داد تا پس از سخن گفتن ضحاک بن قیس برخیزند و سخنان وی را تایید کنند؛ به طوری که پس از ضحاک، عبدالرحمن بن عوف و بعدش عبدالله بن عثمان و تنی چند به تایید سخنان معاویه صحبت کردند، در میان آنان عبدالله بن مسعده نیز بود که در تایید سخنان معاویه چنین گفت: «خداوند تو را بر ما خلیفه قرار داده است و تو را به کرم و بخشش مخصوص گردانیده است. خداوند تو را سپر دوستان خود قرار داده است و عذابی برای دشمنان خدا. خداوند به واسطه تو کوران را شفا می بخشد و دشمنان را به واسطه تو هدایت می کند. فرزند تو یزید بهترین مردم نسبت به رعیت خود است. او برای جانشینی تو سزاوارترین است. او نسبت به زمانه آشنایی کامل دارد و در مورد دشمنان مردم به سختی رفتار می کند. او بهترین کسی است که برای خلافت آفریده شده است، در حالی که تو در کارت از همه توانمندتر هستی، وصیت خدا را در نظر گیر و از خود محافظت کن. از خداوند می خواهیم تا امیرالمؤمنین همواره در نعمت خداوند مغروق باشد.» عبدالله بن مسعده در دربار معاویه و از ملازمان و هم نشینان او در بسیاری از مکان ها بود؛ به طوری که خود ابن مسعده فزاری می گوید: معاویه در یکی از ولایت های شام فرود آمد و بر روی بامی بر کنار راه فرشی برای وی گستردند. به من اجازه حضور داد که با وی نشستم، قطارها و بارها و اسب ها از آن جا می گذشت. گفت: «ای ابن مسعده، خدا ابوبکر را رحمت کند، دنیا را نخواست، دنیا نیز او را نخواست؛ اما عمر یا گفت ابن حنتمه دنیا او را خواست؛ اما او دنیا را نخواست. عثمان از دنیا بهره گرفت، دنیا نیز از او بهره گرفت؛ ولی ما در دنیا غوطه زدیم.» قضیه دیگری نیز در تاریخ نقل شده که چگونگی روابط ابن مسعده را با معاویه بیان می کند، گویند که معاویه یک کنیز زیبایی و خوش سیمایی داشت، و به دلیل زیبایی و علاقه ای که به آن کنیز داشت، می خواست که او را به فرزندش یزید بن معاویه بدهد؛ اما به خاطر اشکال شرعی که در این مورد وجود داشت، نتوانست که او را به یزید بدهد، از این رو معاویه آن کنیز را به عبدالله بن مسعده داد و به او گفت که این کنیز مال تو باشد تا از او فرزندانی زیبا چهره داشته باشی.
فعالیت های سیاسی
از جمله فعالیت های سیاسی عبدالله بن مسعده از قرار زیر است.
← حمله به تیماء
عبدالله بن مسعده پس از نبرد با مصعب بن عبدالرحمان و شکستی که از او خورد دیگر به میدان جنگ نرفت و تا دوران مروان بن حکم زندگی کدر و سرانجام در سال ۶۵ (ه. ق) در گذشت.

جمله سازی با عبدالله بن مسعده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معاويه، عبدالله بن مسعده فزارى را فرا خواند و او را با 1700 تن بهتيما(39) اعزام كرد و فرمان داد هر عربى را كه ديد بيازمايد، هر كس ‍ مطيع اوباشد از او بيعت بگيرد و هر كس مخالفت كند حساب او را با شمشير تسويه كند، سپسبه سوى مدينه و مكه و سرزمين حجاز برود و هر روز گزارش كار خود را به اوارسال نمايد.

💡 مسيب حركت كرد و به تيما رسيد. گروهى از قبيله فزاره به عبدالله بن مسعده پيوستند وگروهى به مسيب چرا كه هر دو از آن قبيله بودند. سرانجام نيروهاى دو طرف درگيرشدند و ابن مسعده زخمى شد. شمارى از يارانش بدون توجه به او به شام گريختند وگروهى با او باقى ماندند كه آنها نيز به يك چهار ديوارى كهنه در كنار دژ تيما پناهبردند.

💡 عبدالله بن مسعده به انجام ماءموريت خود پرداخت و خبر به اميرالمؤ منين عليه السلامرسيد. حضرت مسيب بن نجبه فزارى را با گروهى از مردم در پى او فرستاد وفرمود: اى مسيب، تو از كسانى هستى كه من به صلاح و نيرومندى آنها اطمينان دارم.