جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اين مقام مطالب زيادى حذف شده كه جمله (ارجعوا الى ابيكم فقولوا... فهو كظيم )بر آن دلالت مى كند، و تقدير آن چنين است: بعد از آنكه به نزد پدر بازگشته وسفارش برادر بزرگتر خود را انجام داده و آنچه را كه او سفارش كرده بود به پدرگفتند، پدرشان در جواب فرمود: (بل سولت...).
💡 يعقوب در پيراهن نگاه كرد، هيچ درده نديد، گفت عجب گرگى بوده كه يوسف را بدريد وپيراهن را ندريد. ايشان فرو ماندند. يعقوب گفت: بل سولت لكم انفسكم امرا فصبر جميل (274) نه كه نفس شما اين كار رابياراست در چشم شما. پس از امروز كار من صبر است كه صبر كنم و صبر نكو كنم ويارى از حق خواهم.
💡 هـوشـيـار پـر تـجـربه همينكه چشمش بر آن پيراهن افتاد، همه چيز را فهميد و گفت: شمادروغ مـى گـوئيـد (بـلكـه هوسهاى نفسانى شما اين كار را برايتان آراسته و اين نقشههاى شيطانى را كشيده است ) (بل سولت لكم انفسكم امرا).
💡 در اين آيه در واقع همان حقيقتى را بيان مى كند كه امام سجاد عليه السلام در دعاى ابوحمزه ثمالى با توضيح بيشترى بيان فرموده است، آنجا كه مى گويد:الهى لم اعصكحين عصيتك و انا بربوبيتك جاحد و لابامرك مستخف و لا بعقوبتك متعرض و لا لو عيدكمتهاون و لكن خطيئة عرضت و سولت لى نفسى و غلبنى هواى
💡 بر چهره هاى آنها مشاهده كرد فهميد آنها حامل خبر ناگوارى هستند، بخصوص اينكه اثرىاز بنيامين و برادر بزرگتر در ميان آنها نبود، و هنگامى كه برادران جريان حادثه را بىكم و كاست، شرح دادند يعقوب برآشفت، رو به سوى آنها كرده گفت: هوسهاى نفسانىشما، مساله را در نظرتان چنين منعكس ساخته و تزيين داده است !(قال بل سولت لكم انفسكم امرا).
💡 (مـن چـيـزى از آثـار رسـول و فـرسـتـاده خدا را گرفتم، و سپس آن را به دور افكندم وايـنـچـنـيـن نـفـس مـن مـطـلب را در نـظـرم زيـنـت داد)! (فـقـبـضـت قـبـضـة مـن اثـرالرسول فنبذتها و كذلك سولت لى نفسى ).