جای گرفتن
مترادفها
مستقر شدن، قرار گرفتن
متضادها
کوچ کردن، رها کردن، جابجا شدن
لغت نامه دهخدا
جای گرفتن. [ گ ِ رِت َ ] ( مص مرکب ) منزل کردن. جای گزین شدن. در جایی قرار گرفتن. ایستادن. بَحبَحَة. تَبَحبُح. لُذوب. لَب. مُلاذَبَه. اِلباد. تَمَحَح ُ. اِفثاء. هُکوع. تَمَکُن. عَهن. عَمن. تَبَوﱡ. اِلثاث. لَثلَثه. تَوَطُن. ( از منتهی الارب ) ( دهار ) ( ترجمان القرآن ):
اگر چشم داری بدیگر سرای
بنزد نبی و وصی گیر جای.فردوسی.که افراسیاب آن بداندیش مرد
کجا جای گیرد بروز نبرد.فردوسی.چو شاپور هرمزد بگرفت جای
ندانست نرسی سرش راز پای.فردوسی.ابر ده و دو هفت شد کدخدای
گرفتند هر یک سزاوار جای.فردوسی.نگیرد هرگز اندر عقل من جای
که گردون گردد اندر خیر یا شر.ناصرخسرو.و تابستان بصحرا، و گیاه خوارها جای گرفتندی، و کشت ایشان جزگاورس نبود. ( مجمل التواریخ والقصص ص 100 ). و طاس برکناره بلغار جداگانه جای گرفت. ( از مجمل التواریخ والقصص ص 104 ).
گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود
آنچنان جای گرفتست که مشکل برود.سعدی.- جای کسی گرفتن؛ جانشین وی شدن. خلیفه شدن. خلیفه یا قائم مقام او شدن.عقب. خلف.
فرهنگ فارسی
منزل کردن
جمله سازی با جای گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زیرپایی ابزاری است که با جای گرفتن در زیر پای کسی که پشت میز یا رایانه مینشیند کمک به درست نشستن برای گردش روان خون در رگها و جلوگیری از روی دادن دردها و مشکلات ماهیچهای میکند.
💡 توالی نوکلئیک اسید به ترتیب و آرایش جای گرفتن نوکلئوتیدها در دیانآ یا آرانآ گفته میشود. این توالی را از چپ به راست، از پایانهٔ '۵ به پایانهٔ '۳، با حرفهای اختصاری نوکلئوتیدها نشان میدهند.
💡 توپولوژی با منحنیها، سطوح و سایر اشیاء در صفحه و فضای سه بعدی مطرح گردید. یکی از ایدههای اصلی در توپولوژی این است که اشیاء فضایی مثل دایرهها و کرهها در نوع خود میتوانند به عنوان اشیاء محسوب شوند و علم اشیاء ارتباطی با چگونگی نمایش یافتن یا جای گرفتن آنها در فضا ندارد.
💡 بلندی و پهنای محفظه هر کشو در حدود ۱۳٫۲× ۹ سانتیمتر خواهد بود تا علاوه بر جای گرفتن برگههای ۷٫۵× ۱۲٫۵ سانتیمتری، برگههای راهنما نیز که معمولاً کمی بزرگتر و دارای لبه برجسته میباشند به راحتی در آن گنجانده شوند.