تمطر

لغت نامه دهخدا

تمطر. [ ت َ م َطْ طُ ] ( ع مص ) در زمین بشدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بشتافتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). شتابی کردن مرغ وقت فرود آمدن. || برهمدیگر پیشی گیران آمدن اسبان. ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || به شدت اسب دوانیدن به سوی باران. ( از اقرب الموارد ). || پیش آمدن باران را و بشدن در آن یا در سردی آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). یقال: خرج متمطراً؛ ای متعرضاً له. ( اقرب الموارد ). || باران خواستن. یقال: خرجوا یتمطرون اﷲ؛ ای یساَلونه انزال المطر. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با تمطر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اتدرون و يلكم اى كبد لمحمد صلى الله عليه و آله فرثتم ؟ واى عهد نكثتم ؟ و اىكريمه له ابررتم ؟ و اى حرمه له هتكتم ؟ و اى دم له سفكتم ؟ لقد جئتم شيئا ادا تكادالسماوات يتفطرن منه و تنشق الارض و تخرالجبال هدا. لقد جئتم بها شوها صلعاء عنقاسودا فقما خرقا طلاع الارض او مل السما افعجبتم ان تمطر السما دما، و لعذاب الاخرهاخزى و هم لا ينصرون، فلا يستخفنكم المهل، فانهعزوجل لا يحفزه البدار و لا يخشى عليه فوت النار، كلا ان ربك لنا و لهم بالمرصاد.

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز