به شدن

لغت نامه دهخدا

به شدن. [ ب ِه ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) به گشتن. شفا یافتن. ابتلال. استبلال تبلل. بلول. ابلال. نیکو شدن. ملتئم گشتن. خوب شدن: باد بر سر حارث دمید و آن جراحت وزخم هم در وقت به شد. ( ترجمه تاریخ طبری بلعمی ).
اگر به شوم گر نهم سر بمرگ
که مرگ اندر آید بپولادترگ.فردوسی.دردیست آرزو که به پرهیز به شود
پرهیز خلق را سوی دانا بهین دواست.ناصرخسرو.مرا به شد آن زخم و برجانت بیم
ترا به نخواهد شد الا بسیم.سعدی.رنجور عشق به نشود جز ببوی یار
ور رفتنیست جان ندهد جز بنام دوست.سعدی.فکر بهبود خود ایدل ز دری دیگر کن
درد عاشق نشود به ز مداوای حکیم.حافظ.ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن
وین سر شوریده بازآید بسامان غم مخور.حافظ.

فرهنگ فارسی

به گشتن. شفا یافتن. ابتلال. استبلال تبلل. بلول ابلال. نیکو شدن.

جمله سازی با به شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آمدو نورو در در سال ۱۸۷۰ در تپیک نایاریت متولد شد. ۹ سال بیشتر نداشت که پدرش فوت کرد. دو مرگ دیگر نیز به شدن در زندگی او تأثیرگذار بوده‌است یکی خودکشی برادرش لوئیس، که نیز یک شاعر بود، و مرگ همسرش آنا سسیلیا لویزا دائیلیس، که فقط ۱۱ سال پس از ازدواجشان بود.

💡 بعدها پنهانی به تهران آمد و با مدرس دوست شد. او به شدن با رضاخان مخالفت می‌کرد و او را سرباز انگلیسی می‌دانست.

💡 تولید فوندانت با فوق اشباع کردن آب با شکر صورت می‌گیرد. پس از اشباع شکر در آب گرم، با سرد شدن آب، شکر شروع به تبلور یا کریستاله شدن می‌کند. اگر محلول بدون حرکت بماند تا سرد شود و سپس به شدن همزده شود، فوندانت تولید می‌شود.

💡 در ۱۸۶۴ در قیصریه به دنیا آمد. در سال ۱۹۱۸ وی به جوخه داوطلبان آندرانیک ملحق شد. در ابتدای ۱۹۱۹ به کنستانتینوپل نقل مکان نمود. در مارس ۱۹۲۰ قوای کمالی هاجین را محاصره کردند. در یک نبرد نابرابر جبجیان به شدن زخمی شد و برای اجتناب از به اسارت درآمدن با آخرین گلوله خود اقدام به خودکشی نمود.

💡 همچو آن زخمی که بعد از به شدن آید بهم محو می سازد نگین از ننگ من نام مرا

دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز