در زبان عربی، به معنای آزمودن و دریافتن حقیقت چیزی است؛ یعنی آنگاه که انسان یا موجودی به تجربه کشف واقعیت و ماهیت امری میپردازد. این واژه از مصدر «بلا» گرفته شده و در بسیاری از متون لغوی همچون منتهیالارب و اقربالموارد، به معنای امتحان، آزمایش و اختیار میان خیر و شر آمده است. در آثار لغتنویسانی چون بیهقی و جرجانی نیز «بلاء» مفهوم آزمودن با رنج یا با نعمت را در بر دارد؛ بدین معنا که خداوند یا روزگار، انسان را گاه به سختی و مشقت، و گاه به نعمت و فراوانی میآزماید تا جوهر وجود و حقیقت او آشکار گردد.
در منابعی همچون غیاثاللغات و آنندراج، افزون بر معنای آزمایش، به مفهوم رسانیدن مکروه یا رنج نیز آمده است؛ یعنی رسانیدن سختی یا مصیبت به کسی، همچون ابتلا و امتحان الهی. در عین حال، این واژه میتواند معنای متضادی نیز داشته باشد و به معنای «نعمت دادن» باشد؛ زیرا گاه بلاء، نه نشانهٔ سختی، که نوعی موهبت و موقعیتِ امتحان در میان فراخی و آسایش است. بنابراین، «بلاء» واژهای است که دو رویهٔ متقابل دارد: بلا به عنوان رنج، و بلا به عنوان نعمت که هر دو جنبهٔ آزمایش انسانی را نشان میدهند.
در کاربردهای دیگر، «بلاء» و مشتقات آن چون «بَلْو» یا «بلی» و «بلیة» به معانی کهنه شدن، فرسوده شدن یا پوسیدن نیز آمدهاند؛ چنانکه در تعبیر «ثوبٌ بالٍ» به جامهای کهنه و ساییده اشاره دارد. همچنین، در زبان عربی گاه «بلیة» برای بیان حال شتر به کار میرود، هنگامی که دچار فرسودگی و ضعف شده باشد و فعل آن به صورت مجهول استعمال گردد. این تطور معنایی از آزمودن تا فرسودگی، نشاندهندهٔ پیوند درونی میان تجربه، گذر زمان و تغییر ماهیت در زبان و اندیشهٔ کلاسیک عربی است.