لغت نامه دهخدا
بتنها. [ ب ِ ت َ ] ( ق مرکب ) منفرد. یگانه. تنها. فرد. جداگانه. ( ناظم الاطباء ).
بتنها. [ ب ِ ت َ ] ( ق مرکب ) منفرد. یگانه. تنها. فرد. جداگانه. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بتنها برفتم ز خیمه پگاه بلشکر بهر جای کردم نگاه
💡 دوست بیدوست بگلشن بتماشا نرود گو سکندر سوی ظلمات بتنها نرود
💡 کس بتنها سوی او ننهد قدم که رود ز اول قدم سوی عدم
💡 ز هم باید کنند اهل جهان رفع پریشانی بتنها این صفت در کار زلف از شانه پیدا شد
💡 این شکر بتنها نتوانند که این ملک فضل ملک از تربیت خواجه بیاراست