بانک دار

مترادف‌ها

بانکدار

لغت نامه دهخدا

بانکدار. ( نف مرکب ) کسی که بانک دارد و موجد و مؤسس و خداوند آن است و بکارهای بانکی می پردازد. ( لغات مصوبه فرهنگستان ). بانکیه.

جمله سازی با بانک دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بانک‌های مشارکتی نقشی مهم در اقتصاد هند دارند، به ویژه در مناطق روستایی. در نواحی شهری، عمدتاً به کارگران شغل ازادو صنعت کوچک خدمت می‌کنند. آن‌ها تحت قانون تعاونی‌های مشارکتی ۱۹۱۲ ثبت می‌شوند. آن‌ها به وسیلهٔ بانک ذخیره هند تحت قانون مقررات بانک داری ۱۹۴۹ و قوانین بانک داری ۱۹۶۵ تنظیم می‌شوند. انویا ساکاری در سال ۱۸۸۹ در استان بارودار اولین اتحادیه اعتبار مشارکتی معروف در هند تأسیس شد.

💡 در کانادا، بانک داری مشارکتی به وسیلهٔ اتحادیه‌های اعتباری ارائه می‌شود. در ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۲، ۳۵۷ اتحادیه اعتباری با اتحادیه اعتباری مرکزی کانادا تلفیق شدند. آن‌ها در ۱۷۶۱ شعبه در کشور با ۵٫۳میلیون عضو و ۱۴۹٫۷میلیارد دارایی فعالیت می‌کردند.

💡 تعاونی‌های مسکن بریتانیا در موسسات بانک داری و پس‌انداز چند منظوره با مالکیت «یک عضو، یک رای» توسعه یافت و می‌توان به عنوان فرمی از مشارکت مالی دانست (هرچند بیشترشان در بانک‌های شخصی در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ جدا شدند). گروه مشارکت بریتانیا شامل بیمه کننده، بیمه مشارکتی و بانک مشارکتی ست هردو برای ارتقاء سرمایه‌گذاری اخلاقی می‌باشند.

💡 بانک داری تعاونی بانک داری تجاری و خرده فروشی سازمان یافته برمبنای تعاون است. موسسات بانک‌داری تعاون در بیشتر بخش‌های جهان حساب پس‌انداز باز کرده و پول قرض می‌دهند.

💡 بانک دار ارشد در آن موسسه مالی بزرگ، مسئولیت نظارت بر تمامی تراکنش‌های بین‌المللی و مدیریت ریسک‌های احتمالی سرمایه‌گذاری‌های کلان شرکت را بر عهده داشت.

💡 برای رسیدگی به مشکلات مالی و درخواست‌های وام، باید ابتدا به دفتر کار بانک دار مراجعه کنید تا با روند قانونی و مدارک لازم آشنا شوید.

💡 هر بانک دار با تجربه، می‌داند که حفظ اعتماد مشتریان در میان نوسانات شدید بازار اقتصادی، مهم‌ترین اصل در فعالیت‌های روزمره حرفه‌ای او است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران