که اندام

لغت نامه دهخدا

که اندام. [ ک ُه ْ اَ ] ( ص مرکب )کوه پیکر. که اندامی بزرگ چون کوه دارد:
که اندام و مه تازش و چرخ گرد
زمین کوب و دریابر و ره نورد.اسدی.

فرهنگ فارسی

کوه پیکر ٠ که اندامی بزرگ چون کوه دارد ٠

جمله سازی با که اندام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پوست بیش از خرقه دارد بخیه در اندام من تیغ مژگان با اسیران تو این‌ها می‌کند

💡 موبایل، امواج رادیویی‌ای را منتشر می‌کند، که ممکن است اندام‌های بدن، آن امواج را جذب کنند.

💡 قدّ و خد و خال و زلف و اندام و تنش سرو و گل و مشک و قیر و عاج و خون است

💡 به روی چون گلت ای گلعذار سیم اندام زبان بلبل جان را به طبع گویا کن

💡 در آستین بودش دست صنع هر که ز لفظ لباس برقد معنی برد به این اندام

💡 تا مرا شد موی تو ای سر و سیم اندام دام در جهان دیگر ندیدم از دل خود کام کام

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز