چرب و چپول

لغت نامه دهخدا

چرب و چپول. [چ َ ب ُ چ َ ] ( ص مرکب، از اتباع ) در تداول عامه، چرب و چیل. چرب و چیلی. بیشتر به اطفالی گویند که غذای چرب خورده، لب ها و اطراف دهان را به چربی بسیار آلوده اند. به کودکی طعام خورده و اطراف دهان و نوک بینی به چربو و طعام آلوده گویند. رجوع به چرب و چیل شود.

جمله سازی با چرب و چپول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به آب چرب و نرمی، تازه‌ام دارد ز بس لطفش چو نخل شعله، هرگز عشق من پیری نمی‌داند

💡 چند روز بعد مشیرالدوله ناگزیر ناصرالملک وزیر مالیه را به مجلس فرستاد تا گزارشی پیرامون وضع مالی دولت و تهی بودن خزانه بدهد و با زبان چرب و نرمش آن‌ها را راضی به اخذ قرضه نماید.

💡 اين غذاها را عبادت كنندگانتان فراهم كرده اند، غذاهاى چرب و شيرين متنوع و رنگين است،چرا ميل نمى كنيد؟!

💡 هـمـچنين مى فرمايد: (طلبه بايد دامن همت به كمر زند، صبر پيشه گيرد، شيطان و يارياست دنيا و يا چرب و شيرينى دنيا او را نفريبد كه هلاكت ابدى آورد).

💡 گفت حدیث چرب و خوش با گل و داد خنده‌اش گفت به ابر نکته ای کرد دو چشم او تری

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز