پس سرین
مترادفها
باسن، پشت، کفل
لغت نامه دهخدا
پس سرین. [ پ َ س ِ س ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کفل. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
کفل
جمله سازی با پس سرین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سرین دلبر من سیم ناب را ماند ز بسکه نرم و لطیفست آب را ماند
💡 این شریان معمولاً به دو شاخه قدامی و خلفی تقسیم میشود. شاخههای قسمت خلفی عبارتند از: سرخرگهای تهیگاهی ـ کمری، ساکرال خارجی و سرینی بالائی (گلوتئال فوقانی)
💡 سرین نرم تو از امتحان برآمده خوب خود امتحان چه که ناکرده امتحان پیداست
💡 سریندره یک روستا در ایران است که در شهرستان ماهنشان استان زنجان واقع شدهاست. سریندره ۱۷۳ نفر (۴۲ خانوار) جمعیت دارد.
💡 داغهائی را که اسبان بر سرین خواهند داشت قیصر اندر جبهه خواهد سود بهر افتخار