پران خا

لغت نامه دهخدا

( پرآن خا ) پرآن خا. [ پ ِ ] ( اِخ ) قسمتی از معبد نیث بود وپس از خرابی آن داریوش بزرگ فرمان داده بود که آنراعمارت کنند. رجوع به ایران باستان ج 1 ص 568 شود.

فرهنگ فارسی

( پر آن خا ) قسمی از معبد نیث بود

جمله سازی با پران خا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هر که پران ناوکش در روز هیجا دید گفتا: در هوای رزمگه سیمرغ نصرت پر گرفته

💡 بار ديگر از ملك پران شومآنچه در وهم نايد آن شوم. 228-  ص 17 , پاورقي 4·

💡 سپهر ازجست و خیزش ماند حی ران که باشد از عجائب شیر پران

💡 گه به‌دست جوکیان چون مار پیچان شد کمند گه ز دست جنگیان چون مرغ پران شد سهام

💡 در شکار بی‌دلان صد دیده جان دام بود وز کمان عشق پران صد هزاران تیر بود

💡 از در مجلس در آیم، سرگران بر زمین، افتان و بر بالا، پران

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران