پاره دم

لغت نامه دهخدا

پاره دم. [ رَ / رِ دُ ] ( اِ مرکب ) پاردم. دمچی چرمین که پس زین اسب بندند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) پاردم.
پاردم دم چین چرمین که پس زین اسب بندند

جمله سازی با پاره دم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیارد صفحه طاقت تا نویسم شرح هجران را مگر از پاره‌های دل فراهم گردد اوراقی

💡 سرانجام خشایارشا با پوششی پاره‌پاره از راه می‌رسد و از شکست خردکننده‌اش مویه می‌کند و شهبانوی مادر در هنگامهٔ شیون و فریاد و درست پیش از رسیدنش می‌خواند:

💡 کفن را تا کفن دوز آورد پیش ببیند پاره رخت هستی خویش

💡 پاره خواهد شد گریبانش ز دست انداز خط سوزن از مژگان خود بهر رفو خواهد گرفت

💡 اگر از اهل قرآن نیستی باری خمش منشین که دندان بهر ذکر حق بود سی پاره دیگر

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز