کفن دوز

مترادف‌ها

کفن‌دوز

لغت نامه دهخدا

کفن دوز. [ ک َ ف َ ] ( نف مرکب ) آنکه برای مردگان کفن سازد. ( فرهنگ فارسی معین ):
هر آن مام کو چون تو زایدپسر
کفن دوز خوانیمش و مویه گر.فردوسی.کفن دوز بر وی ببارید خون
بشانه زد آن ریش کافورگون.فردوسی.- کفن دوزی؛ عمل و شغل کفن دوز. ( فرهنگ فارسی معین ).
- || دکان کفن دوز. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه برای مردگان کفن سازد.

جمله سازی با کفن دوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کفن دوز بود آنکه جوشنت دوخت بر این آتش کین روانت بسوخت

💡 هران مام کاو چون تو زاید پسر کفن دوز خوانیمش ار مویه‌گر

💡 به شستش کفن دوز از آب گلاب به تن بر همی ریخت از دیده آب

💡 دلم صد پاره می سازی و می دوزی گریبانم چه رحمست این برو ای پند گو عاشق کفن پوشد

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران