نیکو پیکر

لغت نامه دهخدا

نیکوپیکر. [ پ َ / پ ِ ک َ] ( ص مرکب ) خوش اندام. نیکوتن. نیکواندام. خوش هیکل: غیداق و رجل هیئی؛ مردی نیکوپیکر. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

خوش اندام ٠ نیکو تن ٠ نیکو اندام ٠ خوش هیکل ٠

جمله سازی با نیکو پیکر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به پیکر دز چو سنگین مجمری بود نگه کن تا چه نیکو پیکری بود

بی آزار یعنی چه؟
بی آزار یعنی چه؟
کلاژاره یعنی چه؟
کلاژاره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز