لغت نامه دهخدا
نیکوپیکر. [ پ َ / پ ِ ک َ] ( ص مرکب ) خوش اندام. نیکوتن. نیکواندام. خوش هیکل: غیداق و رجل هیئی؛ مردی نیکوپیکر. ( از منتهی الارب ).
نیکوپیکر. [ پ َ / پ ِ ک َ] ( ص مرکب ) خوش اندام. نیکوتن. نیکواندام. خوش هیکل: غیداق و رجل هیئی؛ مردی نیکوپیکر. ( از منتهی الارب ).
خوش اندام ٠ نیکو تن ٠ نیکو اندام ٠ خوش هیکل ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به پیکر دز چو سنگین مجمری بود نگه کن تا چه نیکو پیکری بود