در اعتقادات شیعهی دوازدهامامی و نیز در باورهای بخش قابلتوجهی از اهل سنت، حضرت مهدی(عج) بهعنوان منجی موعود شناخته میشود که در آخرالزمان ظهور خواهد کرد و جهان را از چنگال ظلم و بیعدالتی رهایی خواهد بخشید. این آموزهی مشترک اسلامی، در طول تاریخ، دستمایهی ادعاهای متعددی قرار گرفته است. افراد گوناگونی در سرتاسر جهان اسلام، از جنوب آسیا و خاورمیانه تا آفریقا، ادعای مهدویت کردهاند. این مدعیان عموماً از جاذبهای سیاسی یا معنوی برخوردار بوده و در مواردی موفق به تشکیل حکومتهایی با ماهیت مذهبی شدهاند؛ نمونهی بارز آن، تشکیل دولتی به نام «مهدیه» در سودان قرن نوزدهم توسط محمد احمد است. همچنین برخی از این ادعاها به تأسیس جریانها یا فرق مذهبی جدیدی منجر شده است، همچون آیینهای بابیت و احمدیه که ریشه در ادعای مهدویت بنیانگذاران خود دارند.
با نگاهی تحلیلی به تاریخ، مدعیان مهدویت را میتوان در سه گروه اصلی دستهبندی نمود. گروه نخست شامل افرادی است که نه بر پایهی ادعای شخصی، بلکه توسط پیروان یا جریانهایی خاص، با انگیزههایی ویژه به عنوان مهدی موعود معرفی شدهاند. گروه دوم، کسانی هستند که انگیزهی اصلی آنان از این ادعا، جاهطلبی و کسب قدرت سیاسی یا اجتماعی بوده و با آگاهی به دروغین بودن ادعای خود، دست به این اقدام زدهاند. گروه سوم نیز افرادی هستند که بهعنوان ابزاری در دستان استعمارگران یا قدرتهای استبدادی وقت عمل کرده و مطابق نقشهای طراحیشده، فریبانه خود را مهدی نجاتبخش خواندهاند تا اهداف خاصی را پیش ببرند.
بررسی این پدیدهی تاریخی نشان میدهد که آموزهی مهدویت، بهدلیل جایگاه عمیق و امیدبخش آن در اندیشهی اسلامی، همواره مورد توجه و گاه سوءاستفادهی گروههای مختلف قرار گرفته است. با این حال، در مکتب تشیع امامی، نشانهها و ویژگیهای دقیق و غیرقابل انکاری برای حضرت مهدی(عج) تعریف شده که ادعاهای نسنجیده و انحرافی را بیاعتبار میسازد. تأکید بر شناخت صحیح این نشانهها و پرهیز از شتابزدگی در پذیرش ادعاها، همواره از سوی عالمان دینی توصیه شده است.