عیان نمودن

لغت نامه دهخدا

عیان نمودن. [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) آشکار کردن. واضح کردن. هویدا ساختن. عیان کردن:
جام فرعونی خبر ده تا کجاست
کآتش موسی عیان بنمود صبح.خاقانی.حور شود دست بریده چو من
یوسف خاطر بنمایم عیان.خاقانی.سگ گزیده خصم و تیغ شه چو آب
کآتش مرگ عیان خواهد نمود.خاقانی.و رجوع به عیان کردن شود.

فرهنگ فارسی

آشکار کردن واضح کردن هویدا ساختن عیان کردن

جمله سازی با عیان نمودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز توحید عیان خواهم نمودن ترا من جان جان خواهم نمودن

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز