ده بور

لغت نامه دهخدا

ده بور. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کلیائی بخش اسدآباد شهرستان همدان. واقع در 35هزارگزی شمال باختری اسدآباد. سکنه آن 350 تن می باشد. آب آن از قنات تأمین می شود. در تابستان اتومبیل می توان برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

جمله سازی با ده بور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همان روز بفکند بسیار گور به‌ خون‌ غرقه هر سو همی‌ تاخت بور

💡 سپاه از پی‌کین برآمد به بور برآمد به چرخ برین بانگ شور

💡 پس از اکسیده شدن مس، اغلب آن را در محلول بور‌اکس غوطه‌ور می‌کنند، زیرا بوره کردن مس به جلوگیری از اکسیداسیون بیش از حد در هنگام وارد شدن مجد‌د به شعله کمک می‌کند.

💡 تو گوئی که شیر است در پشت بور که دید است دشتی پر از نره گور

💡 از انواع محتلف سلول‌های سوختی آلکالاین می‌توان به سلول‌های سوختی متیل هیدرید و سلول سوختی مستقیم بور هیدرید اشاره کرد.

💡 (یک مثال دیگر: حرکت اتم بور به داخل و خارج صفحه در مولکول بور تری فلویورید از این نوع حرکت می‌باشد)

هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز