جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نویسندگان مسلمانان همانندی میان واژهٔ پاراکلتوس (paraclutos, παράκλητος) به معنای دلداری دهنده و پریکلوتوس (periclutos, περικλυτος) به معنی برگزیده یافتهاند، و پریکلوتوس را با واژه احمد، نام دیگر محمد در قرآن ترجمه و تطبیق میدهند.
💡 عنصر ترحم در روضة الشهدا، به شیوهٔ تراژدیهای ناب عمدتاً به شخصیت زن داستان، فاطمهٔ زهرا نسبت داده شدهاست. هرچقدر که محمد و علی در برابر ارادهٔ الهی تسلیم و در برابر مصائب شکیبا هستند، فاطمه مظهر شفقت مادرانه است. در صحنهای از کتاب در باب اول، در روز محشر فاطمه در حال گذر است، در حالی که دراعهٔ زهرآلود حسن را بر دوش راست، پیراهن خونین حسین را بر دوش چپ، و عمامهٔ خونین علی را در دست دارد. فاطمه روی به عرش میآورد و چنان به درد میخروشد که ملائکه به گریه در آیند و میگوید: «الهی، دادِ من بده و به فریاد من برس». محمد از منبر فرود آمده و ضمن دلداری فاطمه میگوید: «امروز روز فریاد رسیدن است، نه فریاد برکشیدن، و روز نواختن است، نه گداختن. من مظلومان را شفاعت میکنم و تو ظالمان را شفاعت میکنی». فاطمه همچنان بیتابی میکند. محمد به فاطمه میگوید که پیراهن خونآلود حسین را برداشته و بگوید: «خدایا به حق خون به ناحق ریختهٔ حسین، هر که فرزندان مرا دوست داشته و در مصیبت ایشان گریسته، گناه او را به من ببخش». محمد ادامه میدهد: «هزار هزار درویش مفلس و عاصی بیکس دلها بر ما بستهاند تو با دل خسته ناله کن تا من با دندان شکسته شفاعت کنم تا بُوَد که ارحمالراحمین بر بیچارگان و گناهکاران امت من رحمت کند». این صحنه بیانگر آن است که کاشفی حسین را همچون محمد در روز محشر وسیلهٔ شفاعت میبیند.