بر پایه آموزههای قرآن کریم، نسبت دادن فرزند به خداوند متعال از طریق تولیدمثل، افترایی نابخشودنی و انحرافی آشکار از توحید ناب محسوب میشود. آیات شریف قرآن با صراحت و قاطعیت هر گونه شائبهای از شباهت خداوند به مخلوقات را رد میکنند و او را از هر نیاز، همتا و فرزندی منزّه میدارند. این تأکید، هسته اصلی دعوت تمامی پیامبران برای بازگشت به پرستش خدای یکتا و بیهمتاست.
در دو آیه کلیدی از سوره بقره (آیات ۱۱۶ و ۱۷۱) و سوره یونس (آیه ۶۸)، قرآن با عباراتی استوار به ادعای مشرکان و اهل کتاب مبنی بر «اتخاذ ولد» (فرزند گرفتن) برای خداوند پاسخ میدهد. ابتدا با واژه «سُبْحَانَهُ» (منزّه است او) این اندیشه را از ذات مقدس او دور میشمارد و سپس با عبارت «لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» (آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست) حاکمیت مطلق و مالکیت بیقید و شرط او بر همه چیز را یادآور میشود. این آیات تصریح میکنند که همه موجودات، فقیر و نیازمند او و در برابر اراده او خاضعاند؛ بنابراین ذات غنی و بینیاز خداوند، اصل اولیه و ضروری تولیدمثل که ویژه موجودات محدود و نیازمند است را به کلی نفی میکند.
همچنین در سوره نساء (آیه ۱۷۱)، خطاب به اهل کتاب تأکید میشود که در دین خود غلو نکنند و درباره خدا جز حق نگویند. در این آیه، حضرت عیسی(ع) به عنوان «رسول الله» و «کلمته» معرفی میشود و هر گونه نسبت الوهیت یا فرزندپروری به خداوند را رد میکند. قرآن با بیانی قاطع میفرماید: «انْتَهُوا خَیْرًا لَکُمْ» (بازایستید که برای شما بهتر است) و توحید محض را با عبارت «إِنَّمَا اللَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ» (خدا فقط معبود یگانه است) خاطرنشان میسازد. این همه، در راستای پاسداری از حریم توحید و تنزیه ذات اقدس الهی از هر گونه مشابهت و نیازمندی به مخلوقات است که انتساب فرزند، آشکارترین مصداق آن میباشد.