تشخص فلسفی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تشخص، اصطلاحی است در فلسفه، که از عوارض ذاتی موجود بما هو موجود و از معقولات فلسفی می باشد.
تشخص عبارت است از این که هر چیز قطع نظر از جهات مشترکی که ممکن است با چیزهای دیگر داشته باشد، به عنوان یک شخص از غیر خود متمایز، و صدق و انطباق آن بر غیر محال است.
بحث از تشخص در فلاسفه یونان
فیلسوفان یونانی برخی به اجمال و برخی به تفصیل درباره تشخص و منشأ آن به بحث و بررسی پرداخته اند.
← اختلاف در منشأ تشخص از نظر ارسطو
در فلسفه اسلامی بحث درباره تشخص از مباحث امور عامه فلسفه (= الاهیات به معنی اعم) است که معمولاً در بخش مربوط به احکام ماهیت از آن سخن به میان آمده است.
← اختلاف در محل بحث از تشخص
...

جمله سازی با تشخص فلسفی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکی از مبانی بسیار اساسی در حکمت یمانی میرداماد که هم وجه تمایز آن با فلسفه قبل از میرداماد است و هم در حکمت متعالیه تأثیرگذار بوده، این است که وی، کل عالم امکان را یک واحد شخصی دانسته و دیده‌است. یعنی همه این عوالم با همه اجزای و تکثراتی که دارند، یک نظام واحد بهم پیوسته را تشکیل می‌دهند که وحدت آنها یک وحدت اعتباری یا وحدت مجموعه ای نیست، بلکه دارای یک وحدت شخصی است که مرتبط و مستند به وجود حق تعالی است و بنابراین مبدء تشخص و شخصیت آن، همان تشخص او تبارک و تعالی است. کل نظام عالم به عنوان یک واحد شخصی، شامل همه مراتب طولی و عرضی، حتی صادر اول نیز، می‌شود و بنابراین کل نظام عالم، بدون هیچ واسطه ای مرتبط به وجود حق تعالی و مجعول به جعل او است. این نگاه فلسفی به عالم و نحوه صدور آن، از نگاه فارابی و ابن سینا، کاملاً متمایز و ممتاز است و ردپای همین نگاه را می‌توان در فلسفهٔ ملاصدرا نیز دنبال نمود. عبارت میرداماد در این زمینه سلیس و شیوا است: «فاذن، النظام الجملیّ الواقع بنفسه مرتبط بالمبدع الحق و هو، سبحانه بنفس ذاته لابتوسط امرمّا، اذ لا خارج اصلاً فاعله و مقتضیه، فالنظام الوحدانی الجملیّ مرتبط بوحدته و هویته بالواحد الحق المتشخص بذاته، فهو لا محاله، موجود متشخص بالذات، و نحو وجود فائضاً عنه سبحانه هو تشخصه و مبدأ شخصیته». «و اما اذا لو حظت جملتها بحسب النظام المتسق الجملیّ الواحد، فلیس هناک الا موجود واحد بالنظم، متکثر بالتالیف، مستند بجمیع اجزائه الی الجاعل مره واحده و متشخص به، فیکون هو الفاعل و الغایه علی الاطلاق، و هو الوجود و التشخیص القائم بالذت، و لا وجود و لا تشخص و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم»

💡 یک تمایز ساده برای ابژه و سوژه این است: مشاهده‌گر در مقابل چیزی که مشاهده می‌شود. در موارد خاصی که مربوط به تشخص است، ابژه و سوژه را می‌توان قابل تعویض در نظر گرفت، که هر برچسب فقط از یک منظر، یا آن دیدگاه اعمال می‌شود. سوژه‌ها و ابژه‌ها با تمایز فلسفی بین ذهنیت و عینیت مرتبط هستند: وجود دانش، ایده‌ها یا اطلاعات، وابسته به یک سوژه (ذهنیت) یا مستقل از هر ابژه (عینیت).

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز