باد در سر افکندن

لغت نامه دهخدا

باد در سر افکندن. [ دَرْ س َ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از مغرور و متکبر بودن. ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ص 256 ). رجوع به باد در زیر دامن داشتن، باد در کلاه بودن، باد در کلاه داشتن، باد در کلاه افکندن، باد در سر بودن، باد در سر داشتن، باد در سر کردن، باد در سر شدن،باد سنجیدن و باد شود. || خیال فاسد و اندیشه تباه کردن. ( آنندراج ). رجوع به باد در سر کردن، باد در سر داشتن، باد در سر بودن، باد در کلاه افکندن، باد در کلاه بودن، باد در کلاه داشتن، باد در زیر دامن داشتن، باد سنجیدن، باد در سر شدن و باد شود.

جمله سازی با باد در سر افکندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کشتی ما غرقه در دریا و تن محبوس هامون باد در دریا ز سوئی سیل در هامون ز یکسو

💡 چو سود آمد زیانش رفت بر باد در این ره او دهد جانان خود داد

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز