باد در سر بودن
مترادفها
خیالبافی کردن، هذیان گفتن، مغرور بودن
متضادها
تواضع، فروتنی
لغت نامه دهخدا
باد در سر بودن. [ دَرْ س َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه ازمغرور و متکبر بودن. ( آنندراج ). رجوع به باد در زیردامن داشتن و باد در کلاه بودن و باد در کلاه داشتن وباد در کلاه افکندن و باد در سر کردن و باد در سر داشتن و باد در سر افکندن و باد در سر شدن و باد سنجیدن و باد شود. || خیال فاسد و اندیشه تباه کردن. ( آنندراج ). رجوع به باد سنجیدن و باد در سر افکندن و باد در سر داشتن و باد در سر کردن و باد در کلاه افکندن و باد در کلاه بودن و باد در کلاه داشتن و باد در سر شدن و باد در زیر دامن داشتن و باد شود.
جمله سازی با باد در سر بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دادم دو جهان به باد در عشقش ما را به دو حبه برنمیگیرد
💡 چرخی ستاره بار شدست از نسیم باد در هر چمن که هست درختی شکوفهدار