لغت نامه دهخدا
ام قور.[ اُم ْ م ِ ] ( ع اِ مرکب ) مرغ خانگی. ( از المرصع ).
ام قور.[ اُم ْ م ِ ] ( ع اِ مرکب ) مرغ خانگی. ( از المرصع ).
مرغ خانگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای تهیه چای دارچین، قلم دارچین (قطعات پودر نشده پوست درخت دارچین) را داخل قوری آب جوش نهاده و دم میکنند. پس از چند دقیقه چای دارچین آماده مصرف است.
💡 تپه تپه سی مربوط به هزاره دوم قبل از میلاد است و در شهرستان مراغه، بخش سراجو، دهستان قوری چای جنوبی، ۸۰ متری روستای خطب سفلی واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۵۲۱۳ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 باد سایر و متحرک روزی صدبار بجیب و آستین مقصود برسد و با زلف و جعد معشوق بازی و طنازی کند و باز خاک صبور و قور را سالها چهره عزیز بر گذرگاه سالکان باید نهاد تا روزی قدم مقصود بر وی سپرد یا گام معشوق بر وی گذرد که آن عاشق مسافر است و این عاشق مقیم.
💡 تپه ساری قوری خان مربوط به هزاره اول (پیش از میلاد) - دوره اسلامی قرن ۶ تا ۸ ه.ق است و در شهرستان تکاب، بخش مرکزی، دهستان کرفتو، روستای ساریقورخان واقع شده است. این اثر در تاریخ ۳۰ دی ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۶۸۱۶ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 تپه قور بچو آهنگران مربوط به دوره اشکانیان است و در شهرستان سلسله (الشتر)، بخش مرکزی، دهستان دوآب، روستای آهنگران سفلی واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۱۳۸۹ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.