اصول کردن
مترادفها
تثبیت کردن، استوار کردن
متضادها
بیاصولی کردن، نقض کردن
لغت نامه دهخدا
اصول کردن. [ اُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رقصیدن. حرکات موزون و خوش آینده از خود درآوردن:
بعشق اگر برسی بی شراب مست شوی
چنانکه بی دف و نی خود بخود اصول کنی.ملاتشبیهی ( از آنندراج ).رجوع به اصول و به اصول پا نهادن و ادا و اصول درآوردن ( ذیل اصول ) شود.
فرهنگ فارسی
رقصیدن. حرکات موزون و خوش آینده از خود در آوردن.
جمله سازی با اصول کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با دقت به چند نکته ساده به راحتی از ناخنهای خود مراقبت کنید و با روشهای خانگی ناخنهای زیبا و محکمی داشته باشید. برای مراقبت از ناخنهای خود مانیکور کردن تنها گزینه موجود نیست در واقع، شما باید بهطور روزانه از ناخنهای خود مراقبت کنید. راههای مراقبت از ناخن شامل بخشهای مختلفی همچون آشنایی و استفاده از مواد غذایی مفید برای رشد و استحکام ناخنها و رعایت اصول بهداشتی میباشد.
💡 بنابراین عقیده نسخهنویسی معقول میتواند ترکیبی را به عنوان غیر استاندارد بشناسد و اظهار کند که اینها با وثیقه در برخی رمتون استفاده میشدهاست. پی در پی در کلاس مدرسه ممکن است به شیوه غیر استاندارد بهطور غیرارادی نادرست رایج شود یک دیدی که زبانشناسان آن را رد میکنند. زبانشناسان ممکن است قبول کنند که این صورت غلط است اگر در مکاتبه کردن رد شود ولی نه به سادگی چ. ن از یک اصول قانونی انشعاب یافتهاست.