ارسلان جی

لغت نامه دهخدا

ارسلان جی. [ اَ س َ ] ( اِخ ) ابن احمد تکودار. رجوع به حبط ج 2 ص 42 شود.

جمله سازی با ارسلان جی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرانجام نبردی بین امیر اینانچ که از حمایت امرای متعددی برخوردار بودبا امیر ایلدگدز که از حمایت پسرش قزل ارسلان برخورداربود شکل گرفت؛ و در نبردی که در سال ۵۵۶ ه‍.ق در ساوه شکل گرفت لشکریان امیرایلد گز بر سپاه امیر اینانچ پیروز شدند..

💡 در آنجا یکی از سران ترکمان که پیش از آن با رومیان جنگیده بود با نیروهای خویش نزد آلپ ارسلان آمد و او را به نبرد با رومیان تشویق کرد و همراه با سلطان به نخجوان رفت و پس از فراهم آوردن سپاهی انبوه به آذربایجان روی آورد.

💡 روان طغرل و مسعود شادند از تو زین معنی که سلطان ارسلان را شد مسلم از تو سلطانی

💡 آلپ ارسلان خود شخصاَ در جبهه مقابل جنگ را اداره می‌کرد و حتی گاهی خود در جنگ شرکت می‌کرد.

💡 مرایشانرا بدین همت شهی شایسته داد ایزد ز نسل ارسلان خاقان غازی خسرو اعظم

💡 خدایگان جهان ارسلانشه غازی که ملک راست ز الب ارسلان رفته بدل

بررسی یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
مکانیزم یعنی چه؟
مکانیزم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز