زرنیخ احمر

لغت نامه دهخدا

زرنیخ احمر. [ زَ / زِ خ ِ اَ م َ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) زرنیخ سرخ که معمول کیمیا گران است. ( ناظم الاطباء ). رجوع به زرنیخ قرمز شود.

فرهنگ فارسی

زرنیخ سرخ که معمول کیمیاگران است

جمله سازی با زرنیخ احمر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سندروس. [س َ دَ] (معرب، اِ) سرو کوهی. (یادداشت مؤلف). || نوعی از «تویا» و درورنی و گلاساژ نوعی از کاغذ بکار است. زرنیخ احمر. از یونانی «سندرش» صمغ زردی که از درختی مخصوص در آفریقا جاری شود و نیز بنوعی از معدنیات اطلاق گردد. (از حاشیه برهان قاطع چ معین). سندر است که صمغی باشد شبیه به کاه ربا و روغن کمان را از آن پزند و فرق میان سندروس و کاه ربا این است که کاه ربا را چون در آتش نهند از آن بوی مصطکی آید و از سندروس بوی بغایت ناخوش آید. (غیاث) (برهان). صمغی است زرد که روغن کمان از آن گیرند. (انجمن آرای ناصری). صمغ زرد شفافی است که از هند آرند و بعضی گفته‌اند که صمغ ساج است و آن چون کهربا کاه را کشد، لیکن از کهربا در عمل جذب سست تر است و در طب بکار برند. (یادداشت مؤلف). صمغی است که برنگ زعفران زند و ابوعلی در قانون گوید: که صمغ درخت ساج است. (یادداشت مؤلف از مفردات قانون چ تهران ص ۲۱۶). دزی آورده‌است که دو نوع است: هندی و سَبتی. (از دزی ج ۱ ص ۶۹۳):

رایزنی یعنی چه؟
رایزنی یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز