رغو

لغت نامه دهخدا

رغو. [ رَغ ْوْ ] ( ع اِ ) یا رُغو یا رِغو. کفک و سرشیر. ج، رُغی ً. ( آنندراج ). کفک که به هندی جهاک گویند. ( غیاث اللغات از صراح اللغة ). در متون معتبر دیگر دیده نشد.
رغو. [ رِغ ْوْ ] ( ع اِ ) رَغو یا رُغو. رجوع به رَغْوْ شود.
رغو. [ رُغ ْوْ ] ( ع اِ ) رِغو و رَغو. رجوع به رَغْوْ شود.
رغو. [ رَ غ ُوْو] ( ع ص ) ماده شتر بسیاربانگ و فریاد. ( از ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). اشتری بسیاربانگ. ( مهذب الاسماء ).

جمله سازی با رغو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ناحیهٔ رغوان (به عربی: مدیریة رغوان) یک ناحیه در یمن است که در استان مأرب واقع شده‌است.

💡 برای پخت چزنک رغو ابتدا یک خمیر آبکی تهیه کرده و آن را روی ساج (به لری: تاوه) می‌ریزند و تا حد امکان آن را پهن و نازک می‌کنند. پس از پخت کامل و زمانی که همچنان نان آماده شده داغ است روی آن روغن حیوانی ریخته و با شکر یا شیره انگور آماده می‌کنند.

💡 بی رغو میتوان رفتن ز دست او، ولی ترسم وفای او بنگذارد که در یرغو سخن گویم

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز