خان سعید
لغت نامه دهخدا
خان سعید. [ س َ ] ( اِخ ) نام یکی از پسران «امیر حسن بن امیرمسلا» است. وی در اختلاف دفعه ثانی بین امیرتیمور گورکان و امیرحسین با یکی از برادرانش بنام نوروزسلطان بقتل رسید و دو برادر دیگرش به اسامی جهان ملک و خلیل به هندوستان گریخته در غربت متوجه عالم آخرت شدند. ( از حبیب السیر چ کتابخانه خیام ص 418 ).
فرهنگ فارسی
نام یکی از پسران [ امیر حسن بن امیر مسلا ] است.
جمله سازی با خان سعید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 موسیقی از جمله مولفههای مهم فرهنگی مردم کرد میباشد. موسیقی زبان گویای دردها و شادیهای این مردمان در فراز و فرودهای زندگی آنهاست. در شهر سقز گروهها و اساتید متعدد موسیقی در حال فعالیت بوده و آثار ماندگاری را بهخصوص در زمینه موسیقی کردی خلق و منتشر نمودهاند. هنرمندانی مانند رشید فیض نژاد، عطا خان سعید منصور، حسین شوخ کمان (برادران زی زی) و محمد ناهید و دهها خواننده و نوازنده دیگر از جمله هنرمندان این شهر میباشند.
💡 به بازار علیآباد و معصومزاده که یوسف رضا باشد رسیدیم که پایتخت علیآباد است. از این بازار بلا ۵۷ وارد شدیم و در عمارت ماشین خانه که پنبه را از تخم جدا «کوشک سرا» فاصله به میکنند ۵۸ در اتاقهای خوب منزل کردیم. پذیرایی و ضیافت ایالت و همراهان به عهده ابوالقاسم خان سعید حضور حاکم بلوک علیآباد است که از خانوادههای قدیم است.