لغت نامه دهخدا
ماشین خانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) جایی که ماشین و دستگاه مولد را در آن قراردهند. || جایی که گاه تعطیل شب، واگنها را در آنجا جای دهند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
ماشین خانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) جایی که ماشین و دستگاه مولد را در آن قراردهند. || جایی که گاه تعطیل شب، واگنها را در آنجا جای دهند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
( اسم ) جایی که در آن ماشین ودستگاه مولد نیروی کارخانه قرار دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آنجا که افراد از طریق چرخه زندگی خود الگوهای هزینه نسبتاً معمولی دارند، از جمله هزینههای تحصیل، ازدواج، خرید اول ماشین، خرید اول خانه، بروزرسانی خرید خانه، حداکثر دوره درآمد، حداکثر پسانداز بازنشستگی و بازنشستگی، ناهنجاریهای جمعیتی مانند رونق کودک و شلوغی تأثیر نسبتاً قابل پیشبینی ای بر اقتصاد در طی یک دوره زمانی طولانی دارد.
💡 در حسابهای ملی، سرمایهگذاری دارای سه بخش است: نخست خانههای مسکونی تازه ساز که توسط خانوارها ایجاد میشوند، دوم ساختمانهای تازه سازی که بنگاهها برای مقاصد تجاری خود احداث میکنند به علاوه وسایل و ماشین آلات دست اول که بنگاهها برای امر تولید خریداری میکنند، و سوم کالاهایی که بنگاهها به صورت تغییر در موجودی انبارهای خود نگهداری مینمایند.
💡 خبرنگاری که از این وقایع مطلع شدهاست، علیرغم همه هشدارهای دوستان بر عدم انتشار یک گزارش سیاسی، نسبت به انتشار مقالهای دربارهٔ این «ناپدید» شدنها اقدام میکند. پس از زمان بسیار کوتاهی، خود این خبرنگار در خانه خود، «ناپدید» میشود. هرچند که همسایهای، از دور، شاهد توقف یک ماشین فورد سبزرنگ و سوارکردن این زن به اجبار به ماشین است.
💡 ویژگیهای گزینهها میتواند در افراد مختلف متفاوت باشد. به عنوان مثال، هزینه و زمان سفر به محل کار با ماشین، اتوبوس و راهآهن برای هر فرد بسته به محل خانه و محل کار آن فرد متفاوت است.