خارز

لغت نامه دهخدا

خارز. [ رِ ] ( ع ص ) کسی که صراحی چرمی می دوزد. ( ناظم الاطباء ).
خارز. [ رِ ] ( اِخ ) ازازهری حکایت شده است که او آن را با فتح ضبط کرد ولی صاحب معجم البلدان می گوید من چنین ضبطی را بخط او ندیده ام. باری آن نهری است بین اربل و موصل و بین زاب اعلی و موصل و بر کنار آن دهکده ای است که بنام نخلاموسوم است و اهل نخلا خارز را بَرّیشوا می نامند. مبداء خارز از قریه ای است موسوم به اربون از نواحی نخلا و آن از بین کوه خلبتا و عمرانیه خارج میشود و بسوی آبادی مرج از اعمال قلعه شوش و عقر جاری میشود تا بدجله ریزد، و این همان موضعی است که در آنجا جنگ بین عبیداﷲ زیاد و ابراهیم بن مالک اشتر نخعی در ایام مختار واقع و در آنروز زیاد کشته شد بسال 66 هَ. ق. ( از معجم البلدان ج 3 ص 388 ). رجوع بماده بعد شود.

فرهنگ فارسی

کسی که صراحی چرمی می دوزد

جمله سازی با خارز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و يكى از فرماندهان مختار شخصى به نام ابراهيم فرزند مالك اشتر بود، كه بعد از آنكه عبيداللّه بن زياد ملعون را دست گير كردند، توسّط ابراهيم، فرمانده لشكر مختاردر كنار رودى به نام خارز به هلاكت رسيد و سپس سر آن خبيث را به همراه چند سر ديگراز جنايت كاران و قاتلين - در صحنه عاشوراى حسينى سلام اللّه عليه - را براى مختارفرستاد.

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز